فرهنگ آریان‌پور

پیشرفته

#۵۱٬۲۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

advanced

ترقى کرده، پیش افتاده، جلو افتاده، پیشرفته

۲

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۳

rounded

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round

۴

civilized

متمدن کردن، متمدن شدن farout