فرهنگ آریان‌پور

پیشرفت کردن

#۵۱٬۲۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

come along

پیشرفت کردن، جلو رفتن

۲

thrive

(past: thrived, throve ; past participle: thrived, thriven) ـ پیشرفت کردن، رونق یافتن، کامیاب شدن

۳

further

بیشتر، دیگر، مجدد، اضافى، زائد، بعلاوه، بعدى، دورتر، جلوتر، پیش بردن، جلو بردن، ادامه دادن، پیشرفت کردن، کمک کردن به

۴

improve

بهبودى دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودى یافتن، پیشرفت کردن، اصلاحات کردن، بهتر شدن

۵

prosper

کامکار شدن، رونق یافتن، موفق شدن، کامیاب شدن، پیشرفت کردن

۶

flourish

تزیینات نگارشى، جلوه، رشد کردن، نشو و نما کردن، پیشرفت کردن، زینت کارى کردن، شکفتن، برومند شدن، آباد شدن، گل کردن

۷

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۸

buck up

شجاع شدن، پیشرفت کردن، روحیه کسى را درک کردن، تهییج کردن