فرهنگ آریان‌پور

پیشرفت

#۵۱٬۲۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

headway

پیشرفت، میزان پیشرفت کشتى، بلندى طاق

۲

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۳

advancement

پیشرفت، ترقى، ترفیع، (حقوق) سهم الارثى که در زمان حیات پدر به فرزندان مى دهند، پیش قسط

۴

development

پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد

۵

furtherance

پیشرفت، تهیه وسایل، پیش بردن، کمک، تقویت

۶

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۷

lift

بلند کردن، سرقت کردن، بالا رفتن، مرتفع به نظر آمدن، بلندى، بالابرى، یک وهله بلند کردن بار، دزدى، سرقت، ترقى، پیشرفت، ترفیع، آسانسور، بالارو، جر ثقیل، بالا بر

۸

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز واژه هاى شامل

۹

going

رفتن، پیشرفت، وضع زمین، مسیر، جریان، وضع جاده، زمین جاده، (معمارى) پهناى پله، گام، (م.ل.) عزیمت، مشى زندگى، رایج، عازم، جارى، معمول، موجود

۱۰

growth

رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل

۱۱

advance

پیشروى، پیشرفت، پیش بردن، جلو بردن، ترقى دادن، ترفیع رتبه دادن، تسریع کردن، اقامه کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن، مساعده دادن، مساعده از پیش فرستاده شده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، جلو رفتن

۱۲

accession

نزدیکى، ورود، دخول، پیشرفت، افزایش، نیل (بجاه و مقام بخصوص سلطنت)، جلوس، (پزشکى) شیوع، بروز، (حقوق) تملک نما ى، شیى اضافه یا الحاق شده، نمائات (حیوان و درخت)، تابع وصول، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن

۱۳

promotion

ترفیع، ترقى، پیشرفت، جلو اندازى، ترویج

۱۴

improvement

بهبود، پیشرفت، اصلاح، بهتر شدن، بهسازى

۱۵

progression

فرایازى، تصاعد، توالى، تسلسل، پیشرفت

۱۶

head way

به جلو، پیشرفت، بلندى طاق، سرعت، پیشروى

۱۷

proceeding

پیش رفتن، رهسپار شدن، حرکت کردن، اقدام کردن، پرداختن به، ناشى شدن از، عایدات