فرهنگ آریان‌پور

پیشدستی کردن

#۵۱٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

outsmart

پیشدستى کردن، زرنگى بیشترى به کار بردن

۲

preempt

قبضه کردن، به انحصار درآوردن، با حق شفعه خریدن، حق تقدم پیدا کردن، پیشدستى کردن

۳

anticipate

پیش بینى کردن، انتظار داشتن، پیشدستى کردن، جلو انداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر