فرهنگ آریان‌پور

پیشدستی‌ کردن

#۵۱٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

preempt

قبضه کردن، به انحصار درآوردن، با حق شفعه خریدن، حق تقدم پیدا کردن، پیشدستى کردن

۲

anticipate

پیش بینى کردن، انتظار داشتن، پیشدستى کردن، جلو انداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر

۳

forestall

پیش دستى کردن بر، پیش جستن بر، پیش افتادن، ممانعت کردن، کمین، کمینگاه