فرهنگ آریان‌پور

پیشخدمتی کردن

#۵۱٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

page

صفحه، پسر بچه، پادو، خانه شاگرد، پیشخدمتى کردن، برگ، صفحات را نمره گذارى کردن

۲

wait

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن

۳

valet

نوکر، پیشخدمت مخصوص، ملازم، پیشخدمتى کردن

۴

caddie

دانش آموز دانشکده افسرى، پسر کهتر، پیشخدمت، پیشخدمتى کردن، پادوى کردن

۵

wait on

(wait upon =) ـ پیشخدمتى کردن، خدمت رسیدن و خدمت کردن

۶

wait upon

(wait on =) ـ پیشخدمتى کردن، خدمت رسیدن و خدمت کردن