فرهنگ آریان‌پور

پیشخدمتی‌ کردن

#۵۱٬۱۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

wait

صبر کردن، چشم به راه بودن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، معطل شدن، پیشخدمتى کردن

۲

serve

خدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدن