فرهنگ آریان‌پور

پیشخدمتی

#۵۱٬۱۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

bailiwick

ناحیه قلمرو مامور، مباشرت، نظارت، پیشخدمتى

۲

service

زاورى، خدمت، استخدام، نوکرى، کار، وظیفه، عبادت، تشریفات، کمک، بنگاه، سرویس، یکدست ظروف، اثاثه، لوازم، نظام وظیفه، (گیاه شناسى) سنجد، درخت سنجد، وابسته به خدمت، سرویس کردن، ماشینى را تعمیر و روغن کارى کردن، یارى، روبراه ساختن، تعمیر کردن