فرهنگ آریان‌پور

پیشامد

#۵۱٬۱۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

event

واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت

۲

accident

حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد

۳

exigency

ایجاب، لزوم، ضرورت، اضطرار، پیشامد

۴

happening

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن

۵

occurrence

رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف، رویداد، پیشامد، واقعه، خطور

۶

circumstance

چگونگى، شرح، تفصیل، رویداد، امر، پیشامد، (در جمع) شرایط محیط، اهمیت

۷

hazard

قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار دادن، به خطر انداختن

۸

incident

واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع

۹

contingent

محتمل الوقوع، تصادفى، مشروط، موکول

۱۰

development

پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد