فرهنگ آریانپور
پیشامد
#۵۱٬۱۱۸
event
واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت
accident
حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد
exigency
ایجاب، لزوم، ضرورت، اضطرار، پیشامد
happening
روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن
occurrence
رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف، رویداد، پیشامد، واقعه، خطور
circumstance
چگونگى، شرح، تفصیل، رویداد، امر، پیشامد، (در جمع) شرایط محیط، اهمیت
hazard
قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار دادن، به خطر انداختن
incident
واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع
contingent
محتمل الوقوع، تصادفى، مشروط، موکول
development
پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد