فرهنگ آریانپور
پیشاگاهی دادن
#۵۱٬۱۱۶
presage
نشانه، نشان، علامت، فال نما، شگون، گواهى دادن بر، خبردادن از، پیشگویى کردن
forecast
(past: forecasted, forecast ; past participle: forecast, forecasted) ـ پیش بینى، پیش بینى کردن، پیش بینى وضع هوا یا حوادث، از پیش آگاهى دادن یاحدى زدن
forewarn
از پیش اخطار کردن، قبلا آگاهانیدن