فرهنگ آریان‌پور

پیشاپیش

#۵۱٬۱۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

beforehand

پیشاپیش، پیش، جلو، قبلا، آماده، راحت، مقدم بر

۲

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58) upfront

۳

ahead

پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو

۴

before

پیش از، قبل از، پیش، جلو، پیش روى، درحضور، قبل، پیشتر، پیش آن که

۵

frontal

پیشانى، وابسته به پیشانى، وابسته به جلو، قدامى

۶

foremost

بهترین، پیش ترین، جلوترین، دردرجه نخست