فرهنگ آریان‌پور

ابتدایی

#۵۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

initial

نخستبن، اول، اولین، اصلى، آغازى، ابتدایى، بدوى، واقع در آغاز، اولین قسمت، پاراف، در آغاز قرار دادن، نخستین حروف نام و نام خانوادگى را نوشتن، پاراف کردن، آغاز کردن

۲

primary

اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى واژه هاى شامل

۳

infantile

بچگانه، ابتدایى، بچگى، مربوط به دوران کودکى

۴

elementary

مقدماتى، ابتدایى، اصلى

۵

preliminary

آستانه اى، اولیه، مقدمات، مقدماتى، ابتدایى، امتحان مقدماتى

۶

rudimentary

ناقص، اولیه، بدوى، ابتدایى

۷

abecedarian

ابجد آموز، ابجد خوان، مبتدى، ابتدایى

۸

elementarily

مقدماتى، ابتدایى، اصلى elementary

۹

crude

خام، ناپخته، زمخت

۱۰

common

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن

۱۱

rudely

خشن، زمخت، ناهموار، خام، گستاخ، جسور

۱۲

inchoate

آغاز کردن، بنیاد نهادن، تازه به وجود آمده، نیمه تمام

۱۳

skeleton

کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى

۱۴

embryonic

رویانى، جنینى، (مجازى) نارس، اولیه

۱۵

inaugural

گشایشى، افتتاحى، سخنرانى افتتاحى

۱۶

Neanderthal

وابسته به انسان غارنشین، وابسته به انسان وحشى و اولیه، خیلى کهنه pirmary