ابتدایی
#۵۱۱
initial
نخستبن، اول، اولین، اصلى، آغازى، ابتدایى، بدوى، واقع در آغاز، اولین قسمت، پاراف، در آغاز قرار دادن، نخستین حروف نام و نام خانوادگى را نوشتن، پاراف کردن، آغاز کردن
primary
اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى واژه هاى شامل
infantile
بچگانه، ابتدایى، بچگى، مربوط به دوران کودکى
elementary
مقدماتى، ابتدایى، اصلى
preliminary
آستانه اى، اولیه، مقدمات، مقدماتى، ابتدایى، امتحان مقدماتى
rudimentary
ناقص، اولیه، بدوى، ابتدایى
abecedarian
ابجد آموز، ابجد خوان، مبتدى، ابتدایى
elementarily
مقدماتى، ابتدایى، اصلى elementary
crude
خام، ناپخته، زمخت
common
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن
rudely
خشن، زمخت، ناهموار، خام، گستاخ، جسور
inchoate
آغاز کردن، بنیاد نهادن، تازه به وجود آمده، نیمه تمام
skeleton
کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى
embryonic
رویانى، جنینى، (مجازى) نارس، اولیه
inaugural
گشایشى، افتتاحى، سخنرانى افتتاحى
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین، وابسته به انسان وحشى و اولیه، خیلى کهنه pirmary