فرهنگ آریان‌پور

پیش قسط

#۵۰٬۹۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

down

پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)

۲

handsel

فال، شانس، هدیه، پول، دشت اول صبح، رونما، عیدى، پیش قسط، بیعانه دادن، عیدى دادن، رونما دادن، دشت کردن

۳

prepayment

پیش پرداخت، پیش قسط

۴

advancement

پیشرفت، ترقى، ترفیع، (حقوق) سهم الارثى که در زمان حیات پدر به فرزندان مى دهند، پیش قسط

۵

down payment

پیش پرداخت، پیش قسط

۶

advance

پیشروى، پیشرفت، پیش بردن، جلو بردن، ترقى دادن، ترفیع رتبه دادن، تسریع کردن، اقامه کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن، مساعده دادن، مساعده از پیش فرستاده شده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، جلو رفتن