فرهنگ آریان‌پور

پیش رفتن

#۵۰٬۹۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

jut

پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، جلو رفتن (بیشتر با out یا مانند آن بکارمیرود)، پیش رفتگى، پیش آمدگى

۲

forego

پیش رفتن، پیش از چیزى واقع شدن، مقدم بودن بر

۳

precess

پیش رفتن، جلو افتادن، سبقت گرفتن، در خط سیر محور جسم گردنده تغییر پیدا شدن

۴

proceed

پیش رفتن، رهسپار شدن، حرکت کردن، اقدام کردن، پرداختن به، ناشى شدن از، عایدات

۵

ago

(agone =) ـ پیش، قبل (در حالت صفت همیشه دنبال اسم مى آید) ـ صادر شدن، پیش رفتن

۶

butt

شاخ زدن، ضربه زدن، پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، نزدیک یا متصل شدن، بشکه، ته، بیخ، کپل، ته درخت، ته قنداق تفنگ، هدف

۷

antecede

سابق یا اسبق بودن، (از لحاظ مکان و زمان و مقام) برترى جستن، پیش رفتن، جلوتر آمدن

۸

get by

نگه دارى کردن، از شکست و یا حادثه جلوگیرى کردن، پیش رفتن، مخفیانه پیشروى کردن

۹

get on

سوار شدن (بر)، پیش رفتن، کار کردن، گذران کردن، گذراندن

۱۰

set on

تحریک کردن به، پیش رفتن، حمله کردن

۱۱

nose

بینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن با

۱۲

advance

پیشروى، پیشرفت، پیش بردن، جلو بردن، ترقى دادن، ترفیع رتبه دادن، تسریع کردن، اقامه کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن، مساعده دادن، مساعده از پیش فرستاده شده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، جلو رفتن

۱۳

debouch

(علوم نظامى) از محل محصورى به محل غیر محصورى آمدن، از تنگنا در آوردن، مفر، راه خروج

۱۴

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۱۵

negotiate

گفتگو کردن، مذاکره کردن، به پول نقد تبدیل کردن (چک و برات)، طى کردن