فرهنگ آریانپور
پیش راندن
#۵۰٬۹۳۴
propulsion
نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن
impel
وادار کردن، بر آن داشتن، مجبور ساختن
propel
به جلو راندن، سوق دادن، بردن، حرکت دادن
thrust
(past: thrust ; past participle: thrust) ـ فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن، رخنه کردن در، به زور باز کردن، نیرو، فشار موتور، نیروى پرتاب، زور، فشار