فرهنگ آریان‌پور

پیش راندن

#۵۰٬۹۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

propulsion

نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن

۲

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۳

impel

وادار کردن، بر آن داشتن، مجبور ساختن

۴

propel

به جلو راندن، سوق دادن، بردن، حرکت دادن

۵

thrust

(past: thrust ; past participle: thrust) ـ فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن، رخنه کردن در، به زور باز کردن، نیرو، فشار موتور، نیروى پرتاب، زور، فشار