فرهنگ آریانپور
ارد کردن
#۵٬۰۹۳
flour
آرد، گرد، پودر، آرد کردن، پودر شدن
pound
آغل حیوانات گمشده و ضاله، آغل، بازداشتگاه بدهکاران و جنایتکاران، استخر یا حوض آب، واحد وزن (امروزه معادل 453.69243 گرم مى باشد)، لیره، واحد مسکوک طلاى انگلیسى، ضربت، کوبیدن، آرد کردن، به صورت گرد در آوردن، بامشت زدن
mill
آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن
grind
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن
powder
پودر، پودر صورت، گرد، باروت، دینامیت، پودر زدن به، گرد زدن به، گرد مالیدن به صورت گرد درآوردن
pulverize
سائیدن، نرم کردن، پودر کردن، نرم کوبیدن
pulverization
پودر سازى