فرهنگ آریان‌پور

ارد کردن

#۵٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flour

آرد، گرد، پودر، آرد کردن، پودر شدن

۲

pound

آغل حیوانات گمشده و ضاله، آغل، بازداشتگاه بدهکاران و جنایتکاران، استخر یا حوض آب، واحد وزن (امروزه معادل 453.69243 گرم مى باشد)، لیره، واحد مسکوک طلاى انگلیسى، ضربت، کوبیدن، آرد کردن، به صورت گرد در آوردن، بامشت زدن

۳

mill

آسیاب، ماشین، کارخانه، آسیاب کردن، کنگره دار کردن

۴

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۵

powder

پودر، پودر صورت، گرد، باروت، دینامیت، پودر زدن به، گرد زدن به، گرد مالیدن به صورت گرد درآوردن

۶

pulverize

سائیدن، نرم کردن، پودر کردن، نرم کوبیدن

۷

pulverization

پودر سازى