فرهنگ آریان‌پور

پیش دستی‌ کردن

#۵۰٬۹۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

circumvent

با حیله پیش دستى کردن، گیر انداختن

۲

outguess

در حدس و گمان برترى داشتن بر، سبقت جستن