فرهنگ آریانپور
پیش پا افتاده
#۵۰٬۸۳۵
banal
پیش پا افتاده، مبتذل، معمولى، همه جایى
trite
پیش پا افتاده، کهنه، مبتذل
commonplace
پیش پا افتاده، معمولى، مبتذل، همه جایى
common
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن
ordinary
معمولى، عادى، متداول، پیش پا افتاده
quotidian
روزانه، یومیه، روزمره، پیش پا افتاده
well worn
مستعمل، زیاد کار کرده، کهنه، مبتذل، پیش پا افتاده، معمولى gardenvariety
well known
نیکنام، خوشنام، معروف، مشهور، واضح، پیش پا افتاده
mundane
این جهانى، دنیوى، خاکى
flyblown
بید خورده، بیدزده، آلوده به تخم حشرات خودمانی twobit campy
mediocre
حد وسط، متوسط، میانحال، وسط
hackneyed
اسب سوارى، درشکه کرایه، اسب کرایبه، مزدور، فعله، فاحشه، مبتذل کردن، زیاد استعمال شده hackney