فرهنگ آریان‌پور

پیش بینی نشده

#۵۰٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

unforeseen

پیش بینى نشده unlookedfor unscheduled

۲

casual

اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى

۳

accidental

تصادفى، اتفاقى، غیر مترقبه، عرضى (arazy) ضمنى، عارضى، غیر اساسى، پیش آمدى

۴

unexpected

ناگاه، غیره مترقبه، غیرمنتظره