فرهنگ آریان‌پور

پیش بینی کردن

#۵۰٬۸۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

dope

پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن

۲

previse

پیش بینى کردن، اخطار کردن

۳

anticipate

پیش بینى کردن، انتظار داشتن، پیشدستى کردن، جلو انداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر

۴

prognosticate

پیش بینى کردن، تشخیص دادن قبلى مرض

۵

second guess

پیش بینى کردن

۶

augur

غیب گو، فال بین، فالگیر، شگون، پیش بینى کردن (با تفأل)

۷

foresee

(past: foresaw ; past participle: foreseen) ـ قبلا تهیه دیدن، پیش بینى کردن، از پیش دانستن

۸

antedate

پیش از تاریخ حقیقى تاریخ گذاشتن، پیش بودن (از)، منتظر بودن، پیش بینى کردن، جلو انداختن، سبقت

۹

forecast

(past: forecasted, forecast ; past participle: forecast, forecasted) ـ پیش بینى، پیش بینى کردن، پیش بینى وضع هوا یا حوادث، از پیش آگاهى دادن یاحدى زدن

۱۰

foreshow

از پیش نشان دادن، تخمین زدن، پیش بینى کردن

۱۱

foretaste

پیش چشى، آزمایش قبلى، پیش بینى کردن

۱۲

prevision

پیش بینى، تحذیر، پیش بینى کردن