فرهنگ آریانپور
پیش بینی کردن
#۵۰٬۸۲۲
dope
پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن
previse
پیش بینى کردن، اخطار کردن
anticipate
پیش بینى کردن، انتظار داشتن، پیشدستى کردن، جلو انداختن، پیش گرفتن بر، سبقت جستن بر
prognosticate
پیش بینى کردن، تشخیص دادن قبلى مرض
second guess
پیش بینى کردن
augur
غیب گو، فال بین، فالگیر، شگون، پیش بینى کردن (با تفأل)
foresee
(past: foresaw ; past participle: foreseen) ـ قبلا تهیه دیدن، پیش بینى کردن، از پیش دانستن
antedate
پیش از تاریخ حقیقى تاریخ گذاشتن، پیش بودن (از)، منتظر بودن، پیش بینى کردن، جلو انداختن، سبقت
forecast
(past: forecasted, forecast ; past participle: forecast, forecasted) ـ پیش بینى، پیش بینى کردن، پیش بینى وضع هوا یا حوادث، از پیش آگاهى دادن یاحدى زدن
foreshow
از پیش نشان دادن، تخمین زدن، پیش بینى کردن
foretaste
پیش چشى، آزمایش قبلى، پیش بینى کردن
prevision
پیش بینى، تحذیر، پیش بینى کردن