پیش بینی
#۵۰٬۸۱۱
foresight
پیش بینى، دور اندیشى، مال اندیشى، بصیرت
prevision
پیش بینى، تحذیر، پیش بینى کردن
prognosis
پیش بینى مرض، بهبودى از مرض در اثر پیش بینى جریان مرض، پیش بینى، مال اندیشى
lookahead
پیش بینى
anticipation
پیش بینى، انتظار، سبقت، وقوع قبل از موعد مقرر، پیشدستى
augury
پیشگویى، پیش بینى، پیش آگاهى
caution
احتیاط، پیش بینى، هوشیارى، وثیقه، ضامن، هوشیار کردن، اخطار کردن به
forecast
(past: forecasted, forecast ; past participle: forecast, forecasted) ـ پیش بینى، پیش بینى کردن، پیش بینى وضع هوا یا حوادث، از پیش آگاهى دادن یاحدى زدن
prognostic
وابسته به آثار آتى و پیش بینى مرض
expectance
(expectancy =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى
expectancy
(expectance =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى
precaution
احتیاط، اقدام احتیاطى، پیش بینى، حزم، احتیاط کردن
prognostication
پیشگویى، پیش بینى، تشخیص قبلى مرض
cast
(past: cast ; past participle: cast) ـ درقالب قرار دادن، به شکل درآوردن، انداختن، طرح کردن، معین کردن (رل بازیگر)، پخش کردن (رل میان بازیگران)، پراکندن، ریختن به طور اسم صدر)، مهره ریزى، طاس اندازى، قالب، طرح، گچ گیرى، افکندن
prediction
پیشگویى
expectation
انتظار، چشم داشت، توقع
speculation
احتکار، سفته باى، تفکر و تعمق، زمین خوارى