فرهنگ آریان‌پور

پیش بینی

#۵۰٬۸۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

foresight

پیش بینى، دور اندیشى، مال اندیشى، بصیرت

۲

prevision

پیش بینى، تحذیر، پیش بینى کردن

۳

prognosis

پیش بینى مرض، بهبودى از مرض در اثر پیش بینى جریان مرض، پیش بینى، مال اندیشى

۴

lookahead

پیش بینى

۵

anticipation

پیش بینى، انتظار، سبقت، وقوع قبل از موعد مقرر، پیشدستى

۶

augury

پیشگویى، پیش بینى، پیش آگاهى

۷

caution

احتیاط، پیش بینى، هوشیارى، وثیقه، ضامن، هوشیار کردن، اخطار کردن به

۸

forecast

(past: forecasted, forecast ; past participle: forecast, forecasted) ـ پیش بینى، پیش بینى کردن، پیش بینى وضع هوا یا حوادث، از پیش آگاهى دادن یاحدى زدن

۹

prognostic

وابسته به آثار آتى و پیش بینى مرض

۱۰

expectance

(expectancy =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى

۱۱

expectancy

(expectance =) ـ انتظار، امید، توقع، احتمال، پیش بینى، حاملگى، باردارى

۱۲

precaution

احتیاط، اقدام احتیاطى، پیش بینى، حزم، احتیاط کردن

۱۳

prognostication

پیشگویى، پیش بینى، تشخیص قبلى مرض

۱۴

cast

(past: cast ; past participle: cast) ـ درقالب قرار دادن، به شکل درآوردن، انداختن، طرح کردن، معین کردن (رل بازیگر)، پخش کردن (رل میان بازیگران)، پراکندن، ریختن به طور اسم صدر)، مهره ریزى، طاس اندازى، قالب، طرح، گچ گیرى، افکندن

۱۵

prediction

پیشگویى

۱۶

expectation

انتظار، چشم داشت، توقع

۱۷

speculation

احتکار، سفته باى، تفکر و تعمق، زمین خوارى