فرهنگ آریان‌پور

پیش‌ امدن

#۵۰٬۷۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

intervene

در میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدن

۲

transpire

رویدادن، بیرون آمدن، نشر کردن، نفوذ کردن، بخار پس دادن، فاش شدن، رخنه کردن، فراتراویدن