فرهنگ آریان‌پور

پیش

#۵۰٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fore

پیش، پیشین، جلوى، درجلو، قبلى پیشوندى است به معنى " پیش " و " جلو " و " قبلا " و " پیشروها " و " واقع در جلو "

۲

ahead

پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو

۳

before

پیش از، قبل از، پیش، جلو، پیش روى، درحضور، قبل، پیشتر، پیش آن که

۴

foregoing

پیش گفته شده، پیش، بالا گفته، سابق الذکر

۵

foregoning

پیش گفته شده، پیش، بالا گفته، مذکور

۶

ago

(agone =) ـ پیش، قبل (در حالت صفت همیشه دنبال اسم مى آید) ـ صادر شدن، پیش رفتن

۷

agone

(ago =) ـ پیش، قبل، گذشته

۸

along

همراه، جلو، پیش، در امتداد خط، موازى با طول

۹

forth

از حالا، دور از مکان اصلى، جلو، پیش، پس، این کلمه به صورت پیشوند نیز با معانى فوق به کار مى رود، تمام کردن، بیرون از، مسیر آزاد

۱۰

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن واژه هاى شامل

۱۱

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۱۲

foreside

جلو، قدام، پیش

۱۳

beforehand

پیشاپیش، پیش، جلو، قبلا، آماده، راحت، مقدم بر

۱۴

ajar

نیم باز بخش‌ جلویی‌ هر چیز

۱۵

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)