فرهنگ آریانپور
پیسه
#۵۰٬۶۷۳
piebald
پیسه، ابلق، دو رنگ، رنگارنگ، ناجور، خلنگ
pied
ابلق، رنگارنگ، گوناگون، پرنده رنگارنگ
spot
خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى
pinto
رنگ به رنگ، نقطه نقطه، خال خال
stain
لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى
blotch
دمل، لکه، خال، جوش چرک دار، کورک، داراى رنگ غیر واضح، رنگ محو blotchy
brindle
رنگ راه راه، پارچه راه راه
brindled
(brindle =) ـ خط دار، راه راه، خال دار