فرهنگ آریانپور
پیروی کردن
#۵۰٬۶۴۲
hew
(past: hewed ; past participle: hewed, hewn) ـ بریدن، قطع کردن، انداختن (در خت و غیره)، ضربت، شقه، ذبح، شکاف یاترک نتیجه ضربه
keep
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه
cling
(past: clung ; past participle: clung) ـ صداى جرنگ (مثل صداى افتادن پول خرد) چسبیدن، پیوستن، (مجازى) وفادار بودن
comply
موافقت کردن، برآوردن، اجابت کردن
observe
رعایت کردن، مراعات کردن، مشاهده کردن، ملاحظه کردن، دیدن، گفتن، برپا داشتن (جشن و غیره)