فرهنگ آریان‌پور

پیروی‌ از چیزی زیستن - با

#۵۰٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

live

زندگى کردن، زیستن، زنده بودن زنده، سرزنده، موثر، دایر