فرهنگ آریانپور
پیروی
#۵۰٬۵۸۸
follow
پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت
following
پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow
imitation
تقلید، پیروى، چیز تقلیدى، بدلى، ساختگى، جعلى
sequacity
تقلید، پیروى
subjection
انقیاد، استیلا، پیروى
conformance
(conformity =) ـ پیروى، متابعت، همنوایى
keeping
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه
abidance
سکنى، ایستادگى، دوام، ثبات قدم، رفتار برطبق توافق
adherence
چسبندگى، الصاق، هواخواهى، تبعیت، دوسیدگى
allegiance
تابعیت، تبعیت، وفادارى، بیعت
dependence
بستگى، وابستگى، موکول (بودن)، عدم استقلال، توکل، تبعیت
observance
رعایت