فرهنگ آریان‌پور

پیروی

#۵۰٬۵۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

follow

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت

۲

following

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow

۳

imitation

تقلید، پیروى، چیز تقلیدى، بدلى، ساختگى، جعلى

۴

sequacity

تقلید، پیروى

۵

subjection

انقیاد، استیلا، پیروى

۶

conformance

(conformity =) ـ پیروى، متابعت، همنوایى

۷

keeping

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۸

abidance

سکنى، ایستادگى، دوام، ثبات قدم، رفتار برطبق توافق

۹

adherence

چسبندگى، الصاق، هواخواهى، تبعیت، دوسیدگى

۱۰

allegiance

تابعیت، تبعیت، وفادارى، بیعت

۱۱

dependence

بستگى، وابستگى، موکول (بودن)، عدم استقلال، توکل، تبعیت

۱۲

observance

رعایت