فرهنگ آریان‌پور

پیروز شدن

#۵۰٬۵۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

win

(past: won ; past participle: won) ـ بردن، پیروز شدن، فاتح شدن، غلبه یافتن بر، به دست آوردن، تحصیل کردن، فتح، پیروزى، برد

۲

triumph

پیروزى، فتح، جشن فیروزى، پیروزمندانه، فتح و ظفر، طاق نصرت، غالب آمدن، پیروز شدن

۳

outfight

(past: outfought ; past participle: outfought) ـ پیروز شدن، از میدان در کردن

۴

overcome

(past: overcame ; past participle: overcome) ـ چیره شدن، پیروز شدن بر، مغلوب ساختن، غلبه یافتن

۵

lick

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن

۶

floor

کف اتاق، کف زمین، بستر (دره و غیره)، بزمین زدن، شکست دادن، کف سازى کردن، کف، اشکوب، طبقه

۷

clinch

محکم کردن، ثابت کردن، پرچ کردن، قاطع ساختن، گروه، پرچ بودن (مثل سرمیخ) عامیانه‌

۸

defeat

شکست دادن، هزیمت، مغلوب ساختن، شکست، از شکل افتاده گى، بى قوارگى