فرهنگ آریانپور
پیروز شدن
#۵۰٬۵۵۳
win
(past: won ; past participle: won) ـ بردن، پیروز شدن، فاتح شدن، غلبه یافتن بر، به دست آوردن، تحصیل کردن، فتح، پیروزى، برد
triumph
پیروزى، فتح، جشن فیروزى، پیروزمندانه، فتح و ظفر، طاق نصرت، غالب آمدن، پیروز شدن
outfight
(past: outfought ; past participle: outfought) ـ پیروز شدن، از میدان در کردن
overcome
(past: overcame ; past participle: overcome) ـ چیره شدن، پیروز شدن بر، مغلوب ساختن، غلبه یافتن
lick
لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن
floor
کف اتاق، کف زمین، بستر (دره و غیره)، بزمین زدن، شکست دادن، کف سازى کردن، کف، اشکوب، طبقه
clinch
محکم کردن، ثابت کردن، پرچ کردن، قاطع ساختن، گروه، پرچ بودن (مثل سرمیخ) عامیانه
defeat
شکست دادن، هزیمت، مغلوب ساختن، شکست، از شکل افتاده گى، بى قوارگى