فرهنگ آریان‌پور

پیروان

#۵۰٬۵۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۲

clientele

ارباب رجوع، مشتریان، پیروان، موکلین

۳

cult

آئین دینى، مکتب تفکر، هوس و جنون براى تقلید از رسم یا طرز فکرى

۴

fold

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن

۵

suite

دنباله، رشته، همراهان، ملتزمین، رشته مسلسل، آپارتمان، اتاق مجلل هتل، قطعه موسیقى

۶

following

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow