فرهنگ آریان‌پور

پیرو قانون

#۵۰٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

law

داتا، بربست، قانون، حق، حقوق، قاعده، قانون مدنى، تعقیب قانونى کردن

۲

vain

بیهوده، عبث، بى فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزیى، تهى، مغرور، خودبین، مغرورانه، به طور بیهوده lawabiding

۳

vacuous

تهى، خالى، بى مفهوم، پوچ، کم عقل، بى معنى