فرهنگ آریان‌پور

ابتدا

#۵۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

start

شروع، آغاز، آغازیدن، دایر کردن، عازم شدن، شروع کردن، عزیمت کردن، از جا پریدن، رم کردن، مبداء، مقدمه، ابتدا، فرصت، فرجه

۲

outset

آغاز، ابتدا

۳

primarily

اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى primary

۴

primordium

مرحله نخست، آغاز، ابتدا، منشاء

۵

incipience

(incipiency =) ـ وضع مقدماتى ابتدایى، حالت نخستین

۶

beginning

(past: began ; past participle: begun) ـ آغاز کردن، آغاز نهادن، شروع کردن، آغاز شدن