فرهنگ آریانپور
پیرو
#۵۰٬۴۸۹
follwer
پیرو، تابع، شاگرد، مرید، مقلد، تعقیب کننده
sequela
پیرو، تابع، نتیجه، (پزشکى) بیمارى ناشى از بیمارى دیگر
sequent
پیرو، تابع، پى در پى، منتج، ناشى، نتیجه
henchman
پیرو، هواه خواه سیاسى، نوکر
satellite
پیرو، انگل، ماه، ماهواره، قمر مصنویى
cohort
گروه، پیرو، طرفدار، همکار
juniper
(گیاه شناسى) پیرو، سرو کوهى (Juniperus communis) ـ
adherent
(گیاه شناسى) به هم چسبیده، تابع، پیرو، هواخواه، طرفدار
disciple
شاگرد، مرید، حوارى، پیرو، هواخواه
follower
دنبالگر، پیرو
pursuant
متعاقب، مطابق، پیرو، دنبال کننده
succedent
(succedaneous =) ـ پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالى arian _
sequacious
مقلد، پیرو، مرید، اهل تقلید، تابع، نرم، چکش خور، لوله شو، نصیحت پذیر
succedaneous
(succedent =) ـ پیرو، متعاقب، جانشین، متاخر، متوالى
subordinate
تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار