فرهنگ آریان‌پور

پیرایه

#۵۰٬۴۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ornament

پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن

۲

frill

چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن

۳

jewel

گوهر، جواهر، سنگ گرانبها، زیور، با گوهر آراستن، مرصع کردن

۴

veneer

روکش، چوب مخصوص روکش مبل و غیره، لایه نازک چوب، جلا، روکش زدن به

۵

decoration

تزیین، آرایشگرى، آذین بندى، مدال یا نشان

۶

embellishment

آرایش، تزیین

۷

ornamentation

تزیین، آرایش، پیرایش