فرهنگ آریان‌پور

پیرامونی

#۵۰٬۳۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

peripheral

پیرامونى، دوره اى، وابسته به محیط، (مجازى) خارجى، ثانوى، جنبى

۲

circumferential

پیرامونى، جنبى