فرهنگ آریان‌پور

پیراسته

#۵۰٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۲

refined

مهذب، پالوده

۳

sophisticated

خبره و ماهر، مشگل و پیچیده، درسطح بالا، مصنوعى، غیر طبیعى، تصنعى، سوفسطایى