فرهنگ آریان‌پور

پیراستن

#۵۰٬۳۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

modify

پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن

۲

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۳

dress

لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن

۴

decorate

آذین کردن، پیراستن، آرایش دادن، زینت کردن، نشان یا مدال دادن به

۵

embellish

آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن

۶

deck

عرشه، عرشه کشتى، کف، سطح، دستینه، دسته، (در ورق بازى) یک دسته ورق آراستن، زینت کردن، عرشه دار کردن، (معنى مجازى) پوشاندن

۷

adorn

زیبا کردن، قشنگ کردن، آرایش دادن، زینت دادن، با زر و زیور آراستن

۸

edify

تهذیب کردن، اخلاق آموختن، تقدیس کردن، تقویت کردن

۹

polish

لهستانى ؛ صیقل، جلا، واکس زنى، پرداخت، آرایش، مبادى آدابى، تهذیب، جلا دادن، صیقل دادن، منزه کردن، واکس زدن، براق کردن

۱۰

refine

پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن

۱۱

arrange

آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن

۱۲

ornament

پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن