پیراستن
#۵۰٬۳۷۹
modify
پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
dress
لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن
decorate
آذین کردن، پیراستن، آرایش دادن، زینت کردن، نشان یا مدال دادن به
embellish
آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن
deck
عرشه، عرشه کشتى، کف، سطح، دستینه، دسته، (در ورق بازى) یک دسته ورق آراستن، زینت کردن، عرشه دار کردن، (معنى مجازى) پوشاندن
adorn
زیبا کردن، قشنگ کردن، آرایش دادن، زینت دادن، با زر و زیور آراستن
edify
تهذیب کردن، اخلاق آموختن، تقدیس کردن، تقویت کردن
polish
لهستانى ؛ صیقل، جلا، واکس زنى، پرداخت، آرایش، مبادى آدابى، تهذیب، جلا دادن، صیقل دادن، منزه کردن، واکس زدن، براق کردن
refine
پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن
arrange
آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن
ornament
پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن