فرهنگ آریان‌پور

پیر

#۵۰٬۳۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

old

پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى

۲

aged

پیر، سالخورده

۳

doddering

پیر، علیل، کودن

۴

senescent

پیر، سالخوده

۵

gray

(grey =) ـ خاکسترى، کبود، سفید (در مورد موى سرو غیره)، سفید شونده، روبه سفیدى رونده، (مجازى) باستانى، کهنه، پیر، نا امید، بد بخت، بیرنگ

۶

hoar

سفید مایل به خاکسترى، موسفید، پیر

۷

master

ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن

۸

ageing

عمر، سن، پیرى، سن بلوغ، دوره، عصر پیرشدن، پیرنما کردن، کهنه شدن (شراب) ـ age

۹

ancient

باستانى، دیرینه، قدیمى، کهن، کهنه، پیر

۱۰

oldster

آدم کار کشته که چهار سال در نیروى دریایى کار کرده باشد، پیر مرد، پیر

۱۱

preceptor

معلم، پیر، مرشد، مربى

۱۲

worm eaten

کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده (به وسیله کرم)، کهنه، سالخورده، پیر، کهنسال، بى ارزش عامیانه‌ oldtimer

۱۳

aging

سالخورده، کهن

۱۴

advanced

ترقى کرده، پیش افتاده، جلو افتاده، پیشرفته

۱۵

antediluvian

وابسته به پیش از طوفان، پیش از طوفان نوح، آدم کهن سال، آدم کهنه پرست