فرهنگ آریان‌پور

پیدا

#۵۰٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

visible

پیدا، پدیدار، مریى، نمایان، قابل رویت، دیده شدنى

۲

apparent

پیدا، آشکار، ظاهر، معلوم، وارث مسلم

۳

visibility

پیدا، پدیدارى، قابلیت دیدن، میدان دید، دید

۴

phenomenal

پدیده اى، حادثه اى، عارضى، عرضى، محسوس، پیدا، شگفت انگیز، فوق العاده

۵

transparent

پشت نما، شفاف، نور گذران، فرانما، پیدا، ناپیدا

۶

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۷

evident

بدیهى، آشکار، مشهود

۸

definite

معین، قطعى، تصریح شده، صریح، روشن، معلوم

۹

distinct

جدا، ممتاز، مجزا، واضح، متمایز