فرهنگ آریانپور
پیچیده کردن
#۵۰٬۲۶۹
ravel
(در با فندگى) شانه مخصوص جدا کردن تارهاى نخ، پیچ انداختن در، گره دار کردن، دام بلا، چیز در هم پیچیده، نخ گوریده، گوریدگى، از هم جدا کردن الیاف
involve
گرفتار کردن، گیر انداختن، وارد کردن، گرفتار شدن، در گیر کردن یا شدن
elaborate
استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن
sophisticate
خبره و پیشرفته کردن، سفسطه کردن، رنگ و آب فریبنده زدن به، از اصالت و سادگى انداختن، فریبنده