فرهنگ آریانپور
پیچیده
#۵۰٬۲۵۹
crackly
پیچیده، چین خورده
muffled
پیچیده، کر شده، دستکش پوش
complicated
پیچیده، بغرنج
crump
کج، منحنى، خم کردن، پیچیده، چین دار، داراى چین و چروک
crabby
خرچنگ مانند، (مجازى) پیچیده
crimpy
منقبض، چروک دار، پیچیده
complex
مجتمع، گروهه، مجموعه، عقده (oghdeh)، آچار، هم تافت پیچیده، مرکب از چند جزء، بغرنج، مختلط
abstruse
پنهان، پیچیده، غامض
indirect
غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج
involved
در گیر، پیچیده، بغرنج، مبهم، گرفتار، مورد بحث
revolute
لب برگشته، پیچیده
intricate
بغرنج، پیچیده
obscurant
نامفهوم، پیچیده، بغرنج، مخالف اصلاحات
perplexed
سرگشته، حیران، خیران، مبهوت، پیچیده، درهم
recondite
پوشیده، نهان، مرموز، عمیق، پیچیده
perplexing
گیج کننده، پیچیده