فرهنگ آریان‌پور

پیچیدن - عمل -

#۵۰٬۲۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

belay

عمل پیچیدن، وسیله پیچیدن، محاط کردن، پوشاندن، آماده کردن، دستگیره، جادستى