واژههای فارسی←پیچیدن - عمل -فرهنگ آریانپورپیچیدن - عمل -#۵۰٬۲۳۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱belayعمل پیچیدن، وسیله پیچیدن، محاط کردن، پوشاندن، آماده کردن، دستگیره، جادستىواژههای نزدیک در الفباپیچی - باز -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپیچی - جک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپیچی - سر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپیچی به شکل استوانه - سیم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپیچی شکلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپیچی که در انت های ان سوراخ وجود داردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر