فرهنگ آریانپور
پیچیدن - درهم -
#۵۰٬۲۳۱
taut
سفت، شق، محکم کشیدن، کشیده، مات کردن، درهم پیچیدن، محکم بسته شده (مثل طناب دور یک بسته)
pleach
درهم بافتن، درهم پیچیدن، درهم گیر افتادن
tangle
درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن
intertwine
درهم پیچیدن، درهم بافتن، درهم بافته شدن، تقاطع کردن، به هم تابیدن