فرهنگ آریانپور
پیچیدگی
#۵۰٬۲۲۳
intricacy
پیچیدگى، بغرنجى، تودرتویى، ریزه کارى
complexity
پیچیدگى
complicacy
پیچیدگى، کار پیچیده، بغرنج، بغرنجى
convolution
پیچیدگى، پیچ، حلقه
elaboration
پیچیدگى، جزئیات
complication
پیچیدگى، بغرنجى، (پزشکى) عوارض، عواقب elaborateness
anfractuosity
پیچیدگى، پیچ و خم، ابهام
furl
پیچ، پیچیدگى، پیچیدن، پیچیدن و بالا زدن، جمع کردن، به دور چیزى پیچیدن، ورتابیدن
crank
دسته محور، میل لنگ، بست زانویى، خم، پیچیدگى، آدم پست فطرت، خم کردن، محوردار کردن، دسته دار شدن، کج، کوک کردن
clubfoot
(پزشکى) پاى کوتاه و کج به طور مادرزادى، کجى، پیچیدگى، کج پا، پاچنبرى
enswathe
(enwarp , swathe =) ـ پیچیدگى، گرفتار کردن
intorsion
(intortion =) ـ پیچیدگى، پیچش، (گیاه شناسى) پیچش ساقه، انعطاف
compiexity
هم تافتى، پیچیدگى، درهمى، بغرنجى
tangle
درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن
involvement
درگیرى، گرفتارى