فرهنگ آریانپور
پیچه
#۵۰٬۲۱۳
yashmak
روبند، پیچه
coil
چنبره زدن، فنر، به دور چیزى به طور مارپیچ پیچیدن، مارپیچ، سیم پیچ
curl
حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر
dial
شاخص، صفحه ى مدرج ساعت، صفحه ى عقربک دار (مثل ترازو یا صفحه ى تلفن)، گرفتن تلفن یا رادیو و غیره، شماره گرفتن، صفحه شماره گیر
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
helix
مارپیچ، (هندسه) منحنى حلزونى، پیچک
canopy
سایبان، خیمه، کروک اتومبیل، سایبان گذاشتن
spiral
حلزونى، مارپیچ، مارپیچى، به شکل مارپیچ، به شکل مارپیچ درآوردن، به طور مارپیچ حرکت کردن