فرهنگ آریان‌پور

پیچنده

#۵۰٬۲۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

winder

پیچنده، پیچ، کوک کننده، کلید کوک، نخ پیچ

۲

contortive

پیچنده

۳

clasper

گیره، پیچنده

۴

twiner

دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن twin

۵

wrapper

بارپیچ، پوشه، لفاف، چادرشب، لفاف بسته بندى، جلد کتاب، بسته بندى کاغذ، روپوش، بالا پوش