فرهنگ آریان‌پور

پیچاندن

#۵۰٬۱۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

crinkle

پیچاندن، تاب دادن، مضرس، زیگ زاگ، دندانه دندانه

۲

curl

حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر

۳

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن

۴

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۵

reeve

(جانور شناسى) یلوه ماده، کدخدا، کلانتر، آغل گوسفند، مرغدانى، طناب، رشته، طناب را از شکاف یا سوراخ گذراندن، از تنگنا یا جاى باریکى گذشتن، نخ را از سوراخ سوزن گذراندن، خم کردن، پیچاندن

۶

screw

پیچ خوردگى، پیچاندن، پیچیدن، پیچ دادن، (به وسیله پیچ) وصل کردن، گائیدن، پیچ، پیچ کردن

۷

tweak

نیشگون گرفتن و کشیدن، پیچ دادن، پیچیدن، پیچاندن (بینى)، نیشگون تیز

۸

wrest

گرداندن، پیچاندن، چلاندن (پارچه)، زور آوردن، فشار آوردن، واداشتن، به زور قاپیدن و غصب کردن، چرخش، پیچش، گردش

۹

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن

۱۰

twitch

(twitch grass =) ـ تکان ناگهانى، ناگهان کشیدن، جمع شدن، به هم کشیدن، گره زدن، فشردن، پیچاندن، سرکوفت دادن، منقبض شدن، کشش، حرکت یا کشش ناگهانى

۱۱

waggle

حرکت کردن، (مثل قرقره) پیچاندن، جنباندن

۱۲

wimble

مته کردن، هر نوع اسباب یا وسیله اى که با آن سوراخ مى کنند، گرد بر، دیلم، مته فرنگى، پیچاندن (مثل طناب)

۱۳

contort

از شکل انداختن، کج کردن، پیچاندن

۱۴

winding

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس wind

۱۵

twitch grass

(twitch =) ـ تکان ناگهانى، ناگهان کشیدن، جمع شدن، به هم کشیدن، گره زدن، فشردن، پیچاندن، سرکوفت دادن، منقبض شدن، کشش، حرکت یا کشش ناگهانى

۱۶

ply

لا، تاه، یک لاى طناب، تخته چندلا، لایه کاغذ، تاه کردن، چند لا کردن، دولا کردن، رفت و آمد کردن، تردد کردن

۱۷

twirl

چرخش، گردش، چرخیدن