فرهنگ آریان‌پور

پیچاپیچ

#۵۰٬۱۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

spiry

پیچاپیچ، مارپیچ، مخروطى

۲

flexuous

پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم

۳

flexural

پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم

۴

tortuous

درشکن، پیچاپیچ، غیر مستقیم، پیچ و خم دار، فریبکار

۵

chochleate

شبیه صدف، پیچ و خم دار، پیچاپیچ، مارپیچى

۶

convoluted

به هم پیچیده، به هم تابیده، حلقوى، پیچاپیچ

۷

vortiginous

گردابى، حلقوى، پیچاپیچ، مارپیچى

۸

snaky

ماروار، مار مانند، موذى، خائن، ماردار

۹

winding

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس wind

۱۰

circular

دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار

۱۱

wandering

سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن جاده‌ یا خط‌ آهن‌

۱۲

switchback

پرپیچ و خم

۱۳

circuitous

غیرمستقیم

۱۴

serpentine

(معدن) سنگ مار، شکل مارپیچ، مار مانند