فرهنگ آریانپور
پیچاپیچ
#۵۰٬۱۶۴
spiry
پیچاپیچ، مارپیچ، مخروطى
flexuous
پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم
flexural
پیچاپیچ، پیچ و خم دار، مارپیچ، موجى، نرم
tortuous
درشکن، پیچاپیچ، غیر مستقیم، پیچ و خم دار، فریبکار
chochleate
شبیه صدف، پیچ و خم دار، پیچاپیچ، مارپیچى
convoluted
به هم پیچیده، به هم تابیده، حلقوى، پیچاپیچ
vortiginous
گردابى، حلقوى، پیچاپیچ، مارپیچى
snaky
ماروار، مار مانند، موذى، خائن، ماردار
winding
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس wind
circular
دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار
wandering
سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن جاده یا خط آهن
switchback
پرپیچ و خم
circuitous
غیرمستقیم
serpentine
(معدن) سنگ مار، شکل مارپیچ، مار مانند