فرهنگ آریان‌پور

پیچ و مهره‌ کردن

#۵۰٬۱۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bolt

پیچ، توپ پارچه، از جاجستن، رها کردن راست، به طور عمودى، مستقیما، ناگهان

۲

screw

پیچ خوردگى، پیچاندن، پیچیدن، پیچ دادن، (به وسیله پیچ) وصل کردن، گائیدن، پیچ، پیچ کردن