فرهنگ آریان‌پور

پیچ و خمیدگی

#۵۰٬۱۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن