فرهنگ آریان‌پور

پیچ و تاب خوردن

#۵۰٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

squirm

پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن

۲

writhe

(از شدت درد یا شرم) به خود پیچیدن، پیچ و تاب خوردن، آزرده شدن

۳

convolute

به هم پیچیده، حلقوى، پیچ و تاب خوردن، حلقه حلقه کردن