فرهنگ آریانپور
پیچ و تاب خوردن
#۵۰٬۱۴۱
squirm
پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن
writhe
(از شدت درد یا شرم) به خود پیچیدن، پیچ و تاب خوردن، آزرده شدن
convolute
به هم پیچیده، حلقوى، پیچ و تاب خوردن، حلقه حلقه کردن
#۵۰٬۱۴۱
پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن
(از شدت درد یا شرم) به خود پیچیدن، پیچ و تاب خوردن، آزرده شدن
به هم پیچیده، حلقوى، پیچ و تاب خوردن، حلقه حلقه کردن